بنام خداوند بخشنده مهربان
كل نفسه ذائقه الموت
در تاریخ بیست و یکم تیر ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و سه ۱۳۵۳ ) روز جمعه) که همه فامیل به نوشهر رفته اند بفکر تنظیم وصیت نامه افتاده و با نهایت صحت و سلامتی و فکر عاقلانه برای سعادت همه فامیل بشرح زیر وصیت مینمایم و فرزند عزیزم محمود فاتح که انشااله از هر حیث صلاحیت دارد وصی شرعی خود معین نموده سعادت و صحت و توفیق او را از خداوند متعال خواستارم و وصی مربوطه موظف است بلافاصله وصی و قائم مقام بعد خود را معین نماید که در هیچ زمان مفاد و مندرجات وصیت نامه متوقف نشود . تولد من تقريبا” در سال ۱۲۷۷ در یزد میباشد و خدا را شکر مینمایم که در یک خانواده اصیل و نجیب و خدا پرست بدنیا آمده ام و در تمام دوره زندگی که از سن چهارده سالگی شروع شده همیشه اوقات خود را در شهرهای مختلف بیرجند ، مشهد ، طهران، کرج صرف امور عمرانی و آبادی و اقتصادی و عام المنفعه نموده و در هر قسمت به خواست خداوند متعال با حسن شهرت و اعتبارات خوب و نیکنامی توفیق ( از حیث مادی و معنوی ) حاصل گردیده و امیدوارم اقداماتی که اینجانب در زمان حیات در هر قسمت نموده ام بعد از من فرزندان و نوه های عزیز به نحو احسن تعقیب خواهند نمود و موفق خواهند شد . اینک لازم است از تمام همکاران صالح و صمیمی از همشیره زاده ها و آقایان غضنفر گرامیان و روسا شرکتها و کارمندان و کارگران زراعتی و صنعتی و غیره که در تمام امور در شهرهای مختلف و ایجاد شرکتهای متعدد صمیمانه مساعدت های لازمه برای پیشرفت منظور نموده اند تشکر مینمایم و از خداوند متعال توفیق و سعادت همه آنها را خواستار بوده و خواهم بود و انتظار دارم کمافی السابق در موسساتی که بمرور زمان بوجود و از هر مورد استفاده عامه قرار گرفته و واقعا حائز اهمیت است با مدیریت صحیح و سالم نگهداری خواهد شد . اگر خدای نخواسته درضمن عمل اتفاقا فيمابين روسا اختلاف نظر حاصل شود فوری رفع خواهند نمود که به اصل موضوع لطمه ای وارد نشود . اما اصل و منظور وصیت که باید وصی مزبور یا قائم مقام وصی ضمن شرط لازم عمل نماید بشرح زیر میباشد:
لحاظ
1-تأسیس شرکت سهامی خاص آبادانی جهان در کرج بمنظور این بود که یک ثلث از دارائی شرکت مزبور که یکهزار و پنجاه (۱۰۵۰ ) سهم است از منقول و غیر منقول و درآمدهای حاصله آن صرف امور خیریه و عام المنفعه شود و بعد از فوت من طبق اساسنامه شرکت بلافاصله یک ثلث از اموال منقول و غیر منقول شرکت که یک هزار و پنجاه ( ۱۰۵۰ ) سهم شرکت میباشد بمنظور امور خیریه و عام المنفعه مفاد بموجب مندرجات اساسنامه شرکت مزبور وقف و به تصرف وقف داده و دو ثلث دیگر تقسیم شـ ود بعدا به جهت مختلفی منجمله تفکیک و تقسیم اراضی و وقف مشترک بطور مشاع و غیره با انجام منظـور من درست در نیامد شاید عملی هم نبود و مشکل بود اجرا شود . لذا اساسنامه شرکت مزبور را تغییر داده و اساسنامه جدیدی جایگزین اساسنامه قبلی قرار گرفت که به ثبت رسیده و در جریان است و برای تامین منظور ( امور خیریه ) اقدام به تأسیس بنیاد فاتح نموده که بحمداله با تصویب مقامات مربوطه به ثبت رسیده و منظور تأمین و امور بنیاد در جریان است و خدا را شکر که منظور من تا حالا تأمین و خیلی راضی هستم.
بنابراین یک ثلث از کل دارائی شرکت سهامی خاص آبادانی جهان که در حال حاضر یک هزار و پنجاه ( ۱۰۵۰ ) می باشد و درآمد حاصله از ۱۰۵۰ سهم کلا بعد از هزینه های جاری متعلق به بنیاد فاتح و ملک طلق بنیاد فاتح میباشد و هیچ کس نسبت به آن حقی ندارد و وصی مزبور یا قائم مقام وصی مزبور موظف است طبق مفاد و مندرجات اساسنامه بنیاد فاتح عمل نماید و انتظار دارم تمام فرزندان که اساسنامه بنیاد را تصویب و امضا نموده اند و همسران فرزندان و نوه های عزیز یا وصی و قائم مقام وصی همیشه کمک و مساعدت های لازم را برای پیشرفت و تقویت بنیاد نموده و انشااله این بنیاد که باعث افتخار خواهد بود هیمشه نسل به نسل برقرار و بهره برداری آن بنفع مردم بوده و به نحو احسن اداره خواهد شد و روح من شاد خواهد بود . این بنیاد که بر پایه های محکم تأسیس گردیده از هر حیث بسیار حائز اهمیت و انشااله تمام فرزندان و نوه ها در هر زمان به این موسسه کمکهای مادی و معنوی خواهند نمود.
2-مطلب دیگر چون در واگذاری املاک مزروعی اتفاقا سهمیه ملیحه و مینو و زهره ارزش کمتری پیدا نموده و این پیش آمد بر خلاف انتظار من میباشد قدری ناراحت میباشم زیرا همه فرزندان من عزیز و در نزد من از هرلحاظ مساوی و در یک ردیف قرار دارند و مایل هستم و باید بعد از فوت من و قبل از تقسیم دارائی من فیما بین ورثه قانونی به هر یک از سه فرزندان ( ملیحه ، مینو ، زهره ) هر یک معادل پنج میلیون تومان معادل پنجاه میلیون ریال داده و بعدا بقیه دارائی تقسیم شود.
3-چون پایه اصلی و شروع تجارت من در زمان جنگ اول ۱۹۱۴ در یزد ، بیرجند ، مشهد ، طهران کار چای بوده و مایل نیستم سهامی که در شرکت های چای جهان و شرکت چای تنکابن دارم تقسیم شود. بنابراین کلیه سهامی که در دو شرکت مزبور دارم بموجب این وصیت نامه متعلق به محمود فاتح فرزندم میباشد و ملک طلق ایشان میباشد که به ایشان واگذار شده و میل دارم محمود هم به یکی از فرزندان خودش بدهد که سهام خیلی متفرق نشود.
تمام اسناد و اوراق و سند مالکیت املاک شرکت های آبادانی جهان و سردخانه نزد آقای سالاری مدیر عامل شرکت آبادانی جهان میباشد و دوباره از تمام کارمندان شرکتهای مزبور تشکر مینمایم و انتظار دارم کمافی السابق در امور شرکت توجه کامل داشته باشد.
مزبور لازم است بعد از فوت به اشخاصی که مدتها با راستی و درستی ( مانند علی باغبان ، امراله،احمد راننده و غیره ) خدمت نموده اند هر مبلغ مقتضی بدانند بدهند که رضایت الهی حاصل باشد.
٦- آرامگاه من در حاجی آباد و مسجد همیشه دائر و خوب نگهداری شود و هزینه های جاری آن پرداخت شود در خاتمه خدا را شکر از خانم همسـر و فرزندان و همسران فرزندان و نوه ها تماما راضی ، توفیق و سعادت همگی را از خداوند متعال خواستار و انشااله همیشه متوجه در گفتار و کردار و پندار بوده و از مجالست اشخاص ناصالح پرهیز و هیچ تقلید و هم چشمی دیگران نخواهند نمود و به صله ارحام توجه و رسیدگی خواهند نمود هرگونه وصیتی که قبلا شده از درجه اعتبار ساقط است و اعتباری ندارد بعدا مطلبی بنظر آید اضافه خواهد شد.
بتاریخ جمعه بیست و یکم تیرماه یکهزار و سیصد و پنجاه و سه
اثر امضاء محمد صادق فاتح
بنیاد خیریه فاتح بنیاد محمدصادق فاتح یزدی | کرج البرز جهانشهر