سه‌شنبه , 18 آگوست 2026

آثار تربیتی احسان در بعد فرهنگی جامعه از منظر آیات و روایات

تعالیم اسلام از یک سو به جسم و روح انسان و ابعاد وجودی و حیات فردی و اجتماعی توجه دارد و از سویی دیگر به اجرای عدل و احسان (مواسات و مساوات) در میان مردم و حضور آن‌ها در جامعه نظر می‌کند و در نتیجه ما را به این مهم هدایت می-نماید که اختلاف افراد در توانائی‌ها و موهبت‌ها، به هیچ وجه توجیه‌گر تمایز معیشتی و پذیرفتن فاصله طبقاتی نیست؛ چرا که این فاصله‌ها اعضای بدنه امّت اسلامی را از یکدیگر جدا می‌کند و برادری اسلامی را پایمال می‌سازد و چهره زیبای اسلام و اخلاقیات آرمانی آن را زشت می‌نمایاند. احسان در واقع، جاودانه نمودن ثروت‌های دنیوی و تلاش برای اخروی نمودن ثروت‌های دنیایی است، که توصیه‌های فراوانی در تعالیم دینی برای آن وجود دارد. از این راه، می‌توان بسیاری از درد و رنج‌های بشری را التیام بخشید و در پیشرفت، آبادانی و تعلیم و تربیت اثرگذار بود. لذا بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر آن است که با استفاده از روش اسنادی ـ کتابخانه‌ای به بررسی آثار تربیتی احسان در بعد فرهنگی جامعه با نگرش به منابع اسلامی (آیات و روایات) بپردازد. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که رشد و توسعه احسان، در بعد فرهنگی جامعه، باعث ایجاد صمیمیّت و دوستی میان انسان‌ها، اصلاح جامعه، رسیدن به قدرت و منزلت اجتماعی، گسترش روحیه جهاد و ایثار و از خود گذشتگی در جامعه شده و جامعه را به رشد و ارتقاء و در نتیجه سلامت فرهنگی می‌رساند.